دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان صدفی در طوفان pdf از یاسمن فرح زاده مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹
94,493

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
72,433

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
59,555

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
223,249

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
96,240

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
79,276

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (8)

دانلود رمان صدفی در طوفان pdf از یاسمن فرح زاده مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان یاسمن فرح زاده میباشد

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان صدفی در طوفان

ارتین سعادت مردی که هنوز با سختی بعد از مرگ خانوادش میخندد بعد از برگشتنش به

ایران متوجه میشود خانوادش توسط دوست خانوادگیشون به قتل رسیده، تشنه انتقام میشود و

ان ذره از مهر و محبت درونش تبدیل به خوشه نفرت و کینه میشود مهربان دیروز بی رحم

امروز میشود و صدف دختر مظلومِ قاتل خانوادش را می دزدد وبا تهدید

رمان پیشنهادی:دانلود رمان ترس از مه یاسمن فرح زاده

قسمت اول رمان صدفی در طوفان

سعی کردم یکم آرامشم رو حفظ کنم، بدون این که نگاهش کنم لب تر کردم و با صدای لرزونی گفتم

آرتین، به قرآن فق فقط می می خواستم مامانم و ببینم ب خدا اون لحن آروم به یک باره فرو ریخت و

با عربده ای که توی صورتم زد، کلا لال شدم تو غلط کردی !مگه نگفتم خانواده بی خانواده مگه نگفتم

حق نداری از این جهنم بری بیرون !مگه نگفتم اگه از اعتمادم سو استفاده کنی میشم اون آرتینی که

همتون ازش وحشت دارید؟ مگه نگفتم وقتی پای اون عقدنامه کوفتی رو امضا کردی دیگه همه چی و ازت

میگیرم غیر از نفس کشیدنت !می خوای اونم ازت بگیرم؟ می خوای حق نفس کشیدنتم مال من باشه؟

نگفتم لازم باشه اینم ازت میگیرم؟ با مشت به دیوار کوبید و من از ترس چشم هام رو چند لحظه بستم

نگفتم؟ جرات نداشتم زبون باز کنم و جوابی بهش بدم بدبختی راست می گفت !آره گفته بود، گفته بود و

من نتونستم بار سنگین دلتنگی رو روی این دل بی صاحابم تحمل کنم اشک هام بی صدا فرو می ریخت

و من هیچ کنترلی روی هیچ چیزی نداشتم، نه اشک هام نه..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.