دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان عشق زیر چتر pdf از زهرا قلی پور لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
63,958

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
49,972

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,627

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
198,387

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
84,409

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
69,715

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (3)

دانلود رمان عشق زیر چتر pdf از زهرا قلی پور لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان  زهرا قلی پور میباشد

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان عشق زیر چتر

با بی قراری جلوی عابر بانک ایستاده بود و به فیش در دستش نگاه می کرد هربار که موقعپرداخت

شهریه ها می شد تمام وجودش عزای عمومی می گرفت و بارها و بارها به خودش لعنتمی فرستاد

که چرا خودش را در این موقعیت قرار داده آن روز ها آنقدر حواسش پرت وافکارش درهم و برهم و

افسرده بود که مادرش تنها راه نجات و برگشت به زندگی اش را در درسخواندن دانست و آنقدر زیر گوشش

این جملت را زمزمه کرد تا بالخره توانست با چند هفته تاخیر اورا وادار به ثبت نام کند و این دلواپسی را

رمان پیشنهادی:دانلود رمان خط و نشان مسیحه زادخو

قسمت اول رمان عشق زیر چتر

که آن روز های تلخ کمتر به چشم می آمد را برایش کمرنگ جلوه دهد اما حال این موضوع بعد

از گذشت دو سال بی نهایت برایش پررنگ و سخت شده بود و هربار ازاینکه مجبور بود برای حل

این مشکل ناچیز به کسی رو بیندازد پر از حس خل می شد و احساسزیادی بودن و پوچی به او

دست می داد. مستأصل و ناامید یک بار دیگر شماره دایی اش را گرفت و صدای بوق های پشت

سر هم او را واداربه کندن پوست های لبش کرد.

نگاهی به اطراف انداخت ساعت در حال نزدیک شدن به دو و پایان ساعت اداری دانشگاه می شد و

به نظر می آمد تنها او است که لنگ صد تومان پول اینگونه جلو عابر ایستاده منتظر تماس دایی اشاست.

گوشی را در جیبش گذاشت چند قدم جلوتر رفت و زیر سایه ساختمان حراست ایستاد.

خودش پر از استرس و نگرانی بود این آفتاب خشن سر

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.