دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان لبخند ابلیس pdf از فرزانه شفیع پور لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
63,953

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
49,965

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,627

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
198,385

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
84,405

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
69,715

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (30)

دانلود رمان لبخند ابلیس pdf از فرزانه شفیع پور لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان فرزانه شفیع پور میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان لبخند ابلیس

ریحانه، دختر سر زنده و شادی ست که با عشقی آتشین و

دیرینه به عقد پسرخاله اش حافظ در می آید

همه چیز خوب پیش می رود تا این که حادثه ای غیر قابل باور و

تلخ مسیر زندگی آن ها را از هم جدا می کند و

هر کدام در سراشیبی تند نفرت از آن یکی پیشی می گیرد

حافظ با بی رحمی ریحانه را از آغوش زندگی اش بیرون می کند و

با سپیده نامزد می شود و بعد از کسب

موفقیت در زمینه ی شغلی اش در خارج از کشور به وطن باز می گردد و

شروع به آزار رساندن ریحانه می کند

رمان پیشنهادی:دانلود رمان تمیس فرزانه شفیع پور

قسمت اول رمان لبخند ابلیس

تنم شروع به لرزیدن کرد خندهی عصبی در میان اشکهایم کردم و

چه خوب که بارش بیامان باران ضعفم را پوشش میداد

داری دروغ میگی میخوای بهونه بیاری برای نامردی که در حقم کردیبادی سخت وزید و

لرزم را بیشتر کرد با چشمهایی که دیگر سردی چندماه پیش را نداشتند؛ اجزای صورتم را رصد کرد و تیر خلاص را زد

تازه یادگرفتم که مرد باشم ببخش بهخاطر سالهای از دست رفتهای که نمیشه جبرانش کرد

باران شدت گرفت؛ انگار قلب آسمان هم پارهپاره شد، از فهمیدن کثافتی که روحم را زخمی کرد

اتومبیلها با سرعت از کنارمان میگذشتند و بیتوجه آبهای راکد و گلآلود خیابان را به سمت ما

پرت میکردند دلم میخواست، بچرخم و با آخرین توانم برسرشان فریاد بکشم بگویم، اینهمه شتاب و

عجلهشان برای چیست؟ برای از بین بردن یک زندگی؟ کشتن عشق در قلبی نوپا؟ یا

همون سال بخشیدمت

میان آبی گرفتهی چشمهایش، به آنی نورامید…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.