دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ملودی ماه pdf از آنیذ 8080 لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
59,370

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
46,581

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
51,726

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
194,775

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
82,752

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,383

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (26)

دانلود رمان ملودی ماه pdf از آنیذ ۸۰۸۰ لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان آنیذ ۸۰۸۰ میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/غمگین

خلاصه رمان ملودی ماه

با مهارت پراید مشکی ام را در پارکینگ اموزشگاه موسیقی رزا پارک کردم و با طمانینه و
خون سردی عجیبی که همیشه همراهم بود از ان پیاده شدم .پس از بستن در و زدن
دزدگیر ماشین کوله جینم را بر روی شانه جابجا کرده و وارد اموزشگاه شدم
احوال پرسی سطحی با چند تن از اساتید اموزشگاه ..
قسمت اول رمان ملودی ماه
با خون سردی یک پایم را بر روی پای دیگرم انداختم و بی تفاوت گفتم: اوهوم
ولی این ساعت قراریه که اون با من گذاشته نه من درضمن اون ساعت رو گفت
ولی من قبول نکردم پس میتونه منتظر بمونه تا ساعت مد نظر خودم برسه پس از
زدن این حرف از انجا که خیلی خوب با خصلت هایش اشنا بودم دستانم را با ارامش بر
روی گوش هایم گذاشتم و پس از ان صدای جیغ رزا بلند شد: ملـــــــــــــــــــــــــــودی .
دستانم را با حرص از روی گوش هایم پایین اورد و در حالیکه خود را بر روی مبل در کنارم
دختر مگه خل شدی؟ یکی از بهترین خواننده های ایران ازت خواسته کاره پیانوی
اهنگشو انجام بدی اون وقت توی دیوونه اومدی وره دل من نشستی که چی بشه؟
اخر با این خل بازیات منو روانی میکنی فکر کردی پیانیست برای متین محقی کمه؟
با ارامش به چشمان قهوه ای اش خیره شدم و درحالیکه ارامش چشمانم به صدایم
نیز سرایت کرده بود گفتم: پیشنهاد کار برای منم کم نیست او با حرص شانه اش
را به مبل کوبید و درحالیکه دست به سینه میشد و به روبرویش خیره بود گفت:
انقدر بشین با من کل کل کن تا اون پسره از پیشنهادش…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.