دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان فصل سرد pdf از رها.قاف لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
64,485

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
50,327

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,749

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
198,748

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
84,603

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
69,826

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (34)

دانلود رمان فصل سرد pdf از رها.قاف لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان رها.قاف میباشد

موضوع رمان: اجتماعی/روانشناسی/عاشقانه

خلاصه فصل سرد

همه چیز از یک فصل سرد شروع شد. فصلی که در آن زندگی سه نفر با هم تلاقی می‌کند.

آرمینا دختری تنها و خودساخته که سال‌هاست در غربت زندگی می‌کند و دو برادر دو قلو

یکی سرد و شکسته و دیگری در تلاش برای نجات برادرعزیزتراز جانش؛ و احساسات

پیچیده ای که این میان شکل می‌گیرد. دوستی عشق و….

رمان پیشنهادی:دانلود رمان حس خوبیه مرضیه بنی اسدی

قسمت اول رمان فصل سرد

دانه های مروارید مانند اشک صورتش را خیس کرده اند باران می بارد اما او

می داند خیسی صورتش به خاطر باران نیست ! به زور چمدان را پشت سرش روی

سنگ فرش های خیابان می کشد نای راه رفتن هم ندارد چه رسد به کشیدن

چمدانی که سنگین است نه از وسیله از خاطرات. چمدان را می کشد

چشم هایش قرمز شده اند نگاه متعجب بعضی از عابران را حس می کند

اما خسته است خسته تر از آن که بخواهد به آن نگاه ها توجهی کند. غرش آسمان

او را از جا می پراند و چند لحظه بعد رد صاعقه در آسمان می ماند. از ضعف خودش

بدش می آید. از اینکه حتی صاعقه هم قدرت ترساندن او را داشته . نگاهی به ساختمان

فرودگاه می اندازد. هوا طوفانی است بی شک تمام پرواز ها یا تاخیر دارند یا به روز

بعد موکول می شوند. سری تکان می دهد و مسیرش را عوض می کند بی اعتنابه

لرزش مداوم موبایلش قدم می زند تصمیمش را گرفته و دلش نمی خواهد چیزی

او را از این تصمیم بازدارد ! پوزخندی می زند و فکر می کند “چی شد که به اینجا رسیدم

دقیق نمی داند اما حدودا می داند ماجرا از کجا شروع..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.