دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان حس خوبیه pdf از مرضیه بنی اسدی لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
61,231

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
47,900

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,119

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
196,161

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
83,407

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,923

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (26)

دانلود رمان حس خوبیه pdf از مرضیه بنی اسدی لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان مرضیه بنی اسدی میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/کلکلی/همخونه ای

خلاصه رمان حس خوبیه

درباره دختری به اسم آواهیتاس که برای فرار از دست گیرای مادرش مجبور به

ازدواج با پسری میشه که اونم زوری به خواستگاری اومده…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان رویای خام مرضیه یگانه

قسمت اول رمان حس خوبیه

با صدا ی زنگ موبایلم سرم و از تو لپ تاپ آوردم بیرون و با چشمای ریز شده به

دور تا دور اتاق شلوغم خیره شدم صداش از یه ج ا میومد ولی کجا؟ الله اعلم،

خواستم بیخیالش شم ولی نمیشد با غرغر از پشت صندلیم بلند شدم که یهو

صندلی از پشت افتاد رو زمین و صدای بد ی ایجاد کر د قیافه ام و توهم کشید م

و همینجوری که غر میزدم افتادم دنبال گوشیم : – ایش اگه گذاشتن آدم یه

دودیقه رما ن بخونه همش زنگ میزنن خوب شد رئیس جمهور نشدمااا داشتم

واسه خودم غر میزدم که یهو پام رفت رو یه چیزی و بومممممم با کله خوردم

زمین “ای بمیرین الهی که سرم شکست “ب ا ناله از جام بلند شدم که چشمم افتاد

به پوست چیپس پس این بود رفت زیر پام؟؟؟ یکم غر زدم و دوباره خواستم راه بیوفتم

که یه چیز تیزی رفت تو پام – آیییییییی آ خ آخ یه پایی تو هوا وایسادم تا ببینم چی بود

که رفت تو پام که بازم پام رفت رو همون پوست چیپسه و دوباره لیز خوردم منتها ایندفه

پرت شدم رو تخت دونفره ام برای جلوگیری از افتادنم به روتختی چنگ زدم که به جای

کمکم کنه بدتر شد روتختی از رو تخت جدا شد و ب ا من….بــــــــوممم از درد چشامو

و بستم گوشیم داشت خودش و خفه میکرد ولی اینبار صداش نزدینزدی ک تر ..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.