دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان تافته جدا بافته pdf از صبا لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹
116,496

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
88,574

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
64,650

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
241,283

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
104,692

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
85,227

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (10)

دانلود رمان تافته جدا بافته pdf از صبا لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان صبا میباشد

موضوع رمان: اجتماعی

خلاصه رمان تافته جدا بافته

دختری به نام عسل که در خانواده پولدار بزرگ شده ولی از نظر عاطفی از اون خانواده تامین نشده و

کم کم به علت اون پی میبره .

رمان پیشنهادی:دانلود رمان قمار عاشقی بانوی دل

قسمت اول رمان تافته جدا بافته

ماشينو تو پارگينک پارک کردم رفتم بالا خدیجه خدمتکاره خونمون اومد جلوگفت:

سلام خانوم خسته نباشيد مرسی شمام خسته نباشی برای دهمين بار عسل

صدام کن دوست ندارم بزرگتراز منی خانوم صدام کنی همش یادم ميره اخه خانوم

واقا کوچيکا مثل شما نيستن کلا شما با همه ی اهل خونه فرق دارید لطف داری

اهان یادم اومد مادرتون گفت اومدید برید اتاقشون کارتون دارن باشه تو کاری نداری بامن؟

نه صاحب اختيارین از پله ها رفتم بالا رسيدم به اتاق مامان نزدیک راه پله بود با شنيدن

صداش که گفت بيا رفتم داخل با دیدنم کاغذی که دستش بود گذاشت رو تخت گفتم:

سلام کارم داشتيد؟ سلام اره بيا بشين کنارش نشستم گفتم:خير باشه خيره یا نه

نميدونم صلاح اینو دیدم مگه چی شده؟ یادته چندسال پيش گفتم بهت دوست دارم

بتونی مستقل زندگی کنی وتو چی جواب دادی آره گفتم تا شما هستين برای چی

مستقل شم ميخوام آماده شی برای مستقل شدن حق نداری نه بياری یه خونه

تو زعفرانيه برات انتخاب کردم یه ساعت دیگه ميریم نشونت بدم خوشت اومد ميخریم

به نامت ميزنم هفصدميليون هم پول به حسابت ميریزم ولی از اینا هيچکسی حتی داداشت

نباید خبر دار شه مامان مشکوک داری ميشی متوجه ميشی بعدا حالا برو لباساتو

عوض کن یه چيزی بخور بریم باشه ای گفتم رفتم تو اتاق لباس خونه پوشيدم به آشپزخونه

زنگ زدم غذا بيارن نشستم روبه رو لب تاب ایملمو چک…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.