دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان حباب خیال pdf از پریسا حصیری لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
59,417

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
46,624

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
51,740

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
194,837

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
82,773

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,406

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (26)

دانلود رمان حباب خیال pdf از پریسا حصیری لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان پریسا حصیری میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان حباب خیال

 دلارام دختر کم سن و سال بلند پروازی که کنار خانواده ش احساس خفگی می کند و

وقتی مجبور با ازدواج با انتخاب پدرش می شود به طور قاچاقی به کمک دخترعمویش

از ایران به آمریکا فرار می کند و سالها از خانواده خبر نمی گیرد تا بااینکه با دیدن

پسرعمویش به دروغ می گوید در آمریکا ازدواج کرده است و گفتن به خانواده اش

سودی ندارد و این ازدواج صوری را با دوست آمریکایی‌ش بنام دیوید برگزار می کند

غافل از اینکه دیوید واقعا عاشق اوست و ‌…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان شوکران هوس مسیحه زادخو

قسمت اول رمان حباب خیال

با انتهای شانه قسمتی از موهای خرمایی جلوی سرش را از مقنعه بیرون می کشد؛

قیچی را در دستش تنظیم می کند و با لبخند مرموزی مشغول کوتاه کردنش می شود

دلارام، دلارام ای ذلیل نشی دختر با عجله موهای کوتاه کرده اش را در نایلون سطل

زباله پنهان می کند و با جلو کشیدن مقنعه اش از در اتاقش بیرون می رود: چیه مامان؟

خب بذار آماده شم دیگه مادرش با لباس چرک در آغوشش چشم غره ای به او می رود و

با صدای تیزش می گوید: بابات از بس بوق زد مردم از خواب بیدار شدن نفس تند و

کلافه ای می کشد پا برهنه در حیاط شان می َپرد و چشم می چرخاند تا کتانی سفیدش

را بیابد: مامان این کفشم کجاست؟ مادرش لباس را با حرص از آغوشش روی زمین رها

می کند و پرده ی کوچک جا کفشی حیاط شان را کنار می زند: بیا بگیر برو تا رسوا نشدیم

کفشش را به پا می کند و بندهایش را گره زده، دستش را به

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.