دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان جیک pdf از پنلوپه وارد لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹
116,499

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
88,575

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
64,650

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
241,288

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
104,692

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
85,230

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (15)

دانلود رمان جیک pdf از پنلوپه وارد لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان پنلوپه وارد میباشد

موضوع رمان: خارجی

خلاصه رمان جیک

جیک پسر تتویی و پرسینگی شر و بشدت هاته که علارقم اینکه با زنای زیادی میخوابه

به هیچ کدومشون تعهد نداره تا اینکه بخاطر دانشگاه با یه دختر دیوونه ی از

خود راضی آتیشی به اسم نینا همخونه میشه که تمام معادلات شو از شناخت خانما بهم میریزه و

جوانه عشق رو تو دلش میکار اما نینا

رمان پیشنهادی:دانلود رمان همسایه دوست داشتنی من پنلوپه وارد

قسمت اول رمان جیک

ﺑﺎ دوﯾدن از ﭼﺎﻟﮫ ھﺎی آب اﺧر ﺳر ﺑﮫ ﺳﺎﺧﺗﻣﺎن ﮐﻼﺳﮭﺎ رﺳﯾدم وﻗﺗﯽ داﺧل ﮐﻼس ﺷدم

ﺷﺑﯾﮫ ﺷﮭر ارواح ﺑود ﭘرﻓﺳور ﺳﺎرﻣﺎرﻓﺗﮫ ﺑود اﻣﺗﺣﺎن ﺗﻣوم ﺷده ﺑود و ﻣن ﺣﺗﯽ

ﻧﺗوﻧﺳﺗم ﺑﮭوﻧﮫ ای ﺑرای ﻏﯾﺑﺗم ﺑﯾﺎرم «ﮔﺎﯾﯾدﻣت» ﺑرﮔﺷﺗم و ﺑﮫ ﺳﻣت ﺑﯾرون ﺳﺎﺧﺗﻣﺎن رﻓﺗﯾم ﺑﺎرون ﺑﺷدت ﻣﯽ ﺑﺎرﯾد

ھوﻟﯽ ﺑﺎز داﺷت رﯾز رﯾز ﻣﯽ ﺧﻧدﯾد و اﯾﻧﺑﺎر ﺷروع ﺑﮫ ﺳﮑﺳﮑﮫ ھم ﮐرد «ﺑﺎز داری

ﺑﮫ ﭼﯽ ﻣﯾﺧﻧدی ھﺎن؟»ﭘﻼﺳﺗﯾﮏ رو ﯾﮑم از ﺻورﺗش ﮐﻧﺎر زدم ﺑﮫ ھوﻟﯽ ﻧﮕﺎه ﮐردم

ﮐﮫ دﯾدم ﺑﮫ روﺑروش ﺧﯾره ﺷده و ﺑﮫ دﺧﺗری ﮐﮫ زﯾر ﺑﺎرون ﻣﯽ رﻗﺻﯾد و ﻣﯽ ﭼرﺧﯾد

ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐردھر ﮐﺳﯽ ﮐﮫ دورو ﺑرﻣون ﺑود دﻧﺑﺎل ﺳرﭘﻧﺎه ﻣﯽ ﮔﺷت دﺧﺗر ﺑﮫ آﺳﻣون

ﺧﯾره ﺷده ﺑود اﺟﺎزه ﻣﯽ داد ﮐﮫ ﻗطره ھﺎی ﺑﺎرون ﺧﯾﺳش ﮐﻧﮫ و ازھر ﻟﺣظﮫ اش ﻟذت ﺑﺑره

ﺣﺗﯽ ﺑراش ﻣﮭم ﻧﺑود ﮐﮫ ﭼﮫ ﮐﺳﯽ داره ﺑﮭش ﻧﮕﺎه ﻣﯾﮑﻧﮫ ﺑﻌد از ﭼﻧد دﻗﯾﻘﮫ ای ﮐﮫ ﺑﺎ

ﺑﮭت و ﺷﮕﻔﺗﯽ ﻧﮕﺎھش ﮐردم ﺑﮫ ﺳﻣﺗش رﻓﺗم ھرﭼﯽ ﺑﮭش ﻧزدﯾﮑﺗر ﻣﯾﺷدﯾم ھوﻟﯽ

ھﯾﺟﺎن زده ﺗر ﻣﯽ ﺷد دﺳت ھﺎ و ﭘﺎھﺎش رو ﺗو ﮐرﯾرش ﺗﮑون ﻣﯾداد اون اﺣﺗﻣﺎﻻ اھل

ﺷﻣﺎل ﺷرﻗﯽ ﺑود و ھم ﺳن ﻣن ﺑﻧظر ﻣﯾرﺳﯾد ﺗﻘرﯾﺑﺎ ﺑﺎﯾد ھﻔده ﯾﺎ ھﺟده ﺳﺎﻟش

ﺑﺎﺷﮫ ﯾﮫ داﻣن ﺑﻠﻧدو ﺳﺑﮏ ﭘوﺷﯾده ﺑود ﮐﮫ ﺑﺎ ھرﺑﺎر ﭼرﺧﯾدﻧش…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.