دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان کبودی های زیر پوست شهر pdf از مهسا موحد لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹
65,652

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
51,270

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
53,021

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
199,667

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
85,069

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
70,184

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (16)

دانلود رمان کبودی های زیر پوست شهر pdf از مهسا موحد لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان مهسا موحد میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان کبودی های زیر پوست شهر

داستانی از زخم های جامعه

دختری قربانی احساس پدر و مادر

لیلی کاخ نشین؛ مجنون فرش نشین داستانی از دلِ عشق و نفرت پولدار و فقیر دختری که

دخترانگی بلد نیست گاهی هم هوس باز بودن تمام زندگی را نابود می کند وقتی ما داستان ها

رو می خوانیم و به آدم های بدِ داستان می رسیم از اون ها متنفر می شیم اما همه آدم ها

دلیلی برای بد بودن دارند مثلا کسی را دیدید از بچگی بد باشد ، قطعا نه گاهی آدم های

اطرافمون باعث می شوند از خودمان متنفر بشیم گاهی نبود کسی که نگرانت باشد،

بهت محبت کند تو را نابود می کند مــن از اول هم کسی را نداشتم…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان رسوایی مهسا موحد

قسمت اول رمان کبودی های زیر پوست شهر

دﺧﺘﺮي ﺑﻮدم ﮐﻪ دﺧﺘﺮ ﺑﻮدن را ﯾﺎد ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ؛دﺧﺘﺮاﻧﮕﯽ ﻧﮑﺮدم،ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎل زﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮدم،ﻣﮕﺮ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪن

زﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮدن اﺳﺖ ! ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ دﺧﺘﺮ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﻣﻄﺮح ﺷﺪن؛دﯾﺪه ﺷﺪن و ﺗﻮﺟﻪ دارد،ﻧﯿﺎز دارد از او ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺸﻮد

.ﻣﮕﺮ ﻧﻤﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎزش را ﺑﺨﺮﻧﺪ ﯾﺎ ﻧﺎز ﻣﻦ ﺧﺮﯾﺪار ﻧﺪارد ﯾﺎ ﺑﺎزار ﺧﺮاب اﺳﺖ.ﭼﺮا دﻧﯿﺎ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ را ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ

ﻣﮕﺮ ﻣﻦ آدم ﻧﺒﻮدم !ﺗﺎ ﮐﯽ آرزو ﮐﻨﻢ و ﺑﻪ آن ﻧﺮﺳﻢ ﺧﺪاﺟﺎن ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺮاي ﯾﮏ ﻗﻮم ﻣﻌﺠﺰه ﮐﺮدي دﻣﺖ ﮔﺮم

ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺑﻮدم ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺮدي..ﺑﺎور ﮐﻨﯿﺪ روزي ﻫﺰار ﺑﺎر ﻣﯿﻤﯿﺮد ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺮاي ﻫﯿﭽﮑﺲ

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﻧﻪ ﻣﺎدري داﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺳﺮم را روي ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﮕﺬارم و آرام ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ؛ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﺎد دﻫﺪ دﺧﺘﺮ ارزش

دارد،ﺑﺎﯾﺪ ﻋﻔﺘﺶ را ﺣﻔﻆ ﮐﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻃﻌﻨﻪ ﻫﺎي ﻣﺮدم ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﯾﺴﺘﺎد،ﺟﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﮑﻨﺪ،ﻗﻮي ﺑﺎﺷﺪ

ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ آرام ﻧﺎز ﮐﻨد..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.