دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ترنم خوشبختی pdf از زهرا برهانی لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
59,357

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
46,573

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
51,725

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
194,762

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
82,751

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,379

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (1)

دانلود رمان ترنم خوشبختی pdf از زهرا برهانی لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان زهرا برهانی میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/معمایی

خلاصه رمان ترنم خوشبختی

همه چیز از زمانی آغاز شد که شکلاتی به شیرینی چشم‌هایش در قهوه‌ای به تلخی نگاه مرد لجباز حل شد

ترنم خوشبختی روایت‌گر زندگی دختری چشم شکلاتی است که ناخواسته عاشق مردی لجباز می‌شود

همه چیز به کام دختر چشم شکلاتی و مرد لجباز است تا این که مادر اصلی دخترشان پیدا می‌شود

با از دست دادن دختر کوچکشان ورق برمی‌گردد

داستانی درباره‌ی عشقی که درگیر مشکلات اجتماعی می‌شود و تا مرز جنون و جدایی

پیش می‌رود تنها ترنمی از جنس خوشبختی می‌تواند ناجی آنها باشد ..

رمان پیشنهادی:دانلود رمان ماه شب تار من

قسمت اول رمان ترنم خوشبختی

چشمهام از شدت خستگی سرخ شده بود یه نگاه به ساعت دیواری دفتر کارم انداختم عقربهها

ساعت ده شب رو نشون میدادن این قدر سرگرم پروندهها شده بودم که نفهمیدم زمان چه طوری گذشت

گوشهی ابروم رو خاروندم و به قاب روی میز که عکس من و امیر رو توی خودش جا داده بود خیره شدم

امیر امروز کمی سرش درد میکرد؛ برای همین خونه موند تا مراقب ترلان باشه حتماً الان منتظر منه

با این فکر کیف قهوهایم رو از روی میزم برداشتم، از دفتر خارج شدم و بعد از قفل کردن در اتاقم رو به منشی گفتم:

خانم ملکی من میرم خونه لطفاً قبل از رفتنتون در ورودی رو قفل کنین همین طور که با چند تا برگهی روی میز ور

میرفت سرش رو تکون داد و گفت: چشم، حتماً بعد از خداحافظی کردن با منشی از ساختمون خارج شدم

سوار ماشینم شدم و راه خونه رو در پیش گرفتم بعد از نیم ساعت روندن توی خیابونهای شلوغ به خونه رسیدم

و ماشین رو توی پارکینگ پارک کردم وارد آسانسور..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.