دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ماه شب تار من pdf از mahla.mp لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
61,247

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
47,921

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,123

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
196,178

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
83,413

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,935

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود زمان غمگیم عاشقانه آوای خیس (1)

دانلود رمان ماه شب تار من pdf از mahla mp لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان mahla mp میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/معمایی

خلاصه رمان ماه شب تار من

سورن افشار یکی از تاجران بزرگ و سرشناس که سال‌هاست نفرت در قلب او ریشه دوانده؛

اما با دزدیدن آیسان، داستان آن‌طور که او پیش‌بینی کرده بود، پیش نمی‌رود و خواه‌ناخواه

وارد مسیری می‌شود که سرنوشتش را تغییر می‌دهد

اما با پیداشدن باربد تاج‌فر، برنامه عوض می‌شود و

رمان پیشنهادی:دانلود رمان الی از پاییز

قسمت اول رمان ماه شب تار من

بیتوجه به التماس و گریهوزاریهای سارن، در اتاق رو بستم و روی صندلی مخصوص و بزرگم ک

ه کنار تخت قرار داشت، نشستم جعبه ی سیگار رو از جیب کتم بیرون کشیدم نخی بیرون آوردم

و بین لبم قرار دادم فندکم رو از روی پاتختی چنگ زدم زیر نخ سیگارم گرفتم و روشنش کردم

به تابلوی نقاشی خودم که تصویر دختری روی تابلو نقش بسته بود، نگاه کردم سیگار رو آروم از لای

لبم بیرون کشیدم و پوزخندی زدم کارم به جایی رسیده که خواهرم هم بهم خــ ـیانـت میکنه

نفسم رو عصبی بیرون دادم بلند شدم و چنگی به موهام زدم صدای گریه ی سارن از بیرون میاومد و

عصبیترم میکرد فریاد بلند و خشمگینی کشیدم با پام به زیر میز بـ*ـار زدم که میز کج شد و روی زمین

با صدای ناهنجاری افتاد شیشههای مشـ*ـروب شکست و کف زمین رنگی شد تموم وجودم میلرزید

از خشم به نفسنفس افتاده بودم و قفسه ی سـینه م بهشدت بالاوپایی ن میشد در با ضرب باز شد و

پشتبندش صدای نگران رخساره به گوشم رسید : -سورن خوبی؟ بدون اینکه برگردم، به سقف خیره شدم و

با پوزخند گفتم : -خیلی وقته حالم خوبه مگه نمیبینید؟ صدای آهش رو شنیدم و پشتبندش، صدای قدمهای

آرومش رو که از…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.