دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان تلاطم آبی یک رویا pdf از سحر مهدی زاده لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
61,199

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
47,872

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,115

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
196,132

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
83,395

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,914

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
ددانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (15)

دانلود رمان تلاطم آبی یک رویا pdf از سحر مهدی زاده لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان سحر مهدی زاده میباشد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان تلاطم آبی یک رویا

یک دریا اما نه آرام

بلکه دریای پرتلاطم زندگی دو آدم…

اولی پسری داغ دیده

داغ دیده گلی که بخاطر اشتباه او پرپر شد و او فرصتی برای جبران اشتباهش نداشت

پسری مغرور و مقتدر با قلبی لبریز از محبت که در دریای عذابِ گناهش دست و پا میزند

پسری بی پشتوانه که پشتوانه مسافری از راه رسیده با تنی خسته میشود

دیگری دختری تنها و بی پناه با روحیه لطیف و قلبی مهربان اما زخم خورده؛ زخم خورده از بازی روزگار…

دختری که در یک نیمه شب بارانی بخاطر یک اتفاق با پر و بالی شکسته

بر دنیای پر انتقام پسری شیرصفت سقوط میکند

اینجاست که رویای عشقی تعبیر میشود تا دریای طوفان زده ی این دو زندگی را یکی کند و

پلی شود برای عبور از تلاطم بی وقفه ی دریای حوادث تا رسیدن به رویای آبی آرامش

رمان پیشنهادی:دانلود رمان تیوا مهسا فرخیان

قسمت اول رمان تلاطم آبی یک رویا

دلشوره ی بدی به جانش افتاده بود این دو چشم تیله ای مثل این میگذشت نگاهش نمیکرد

آب دهانش را به سختی قورت داد تا شاید کمی کویر تشنه گلویش تَر شود با نشستن دستی

روی پایش لرزش هیستریکشان متوقف شد و با شرم و بهت از اولین تـمـ اس دست های مرد

کناریش به خود آمد و به آرامی دست مرد را از پایش جدا کرد و خود را به گوشه مبل چسباند مرد به او

نزدیک تر شد و دختر با صدای مضطرب و تحلیل رفته ای گفت : پس چرا مادرت نمیاد؟ با صدای پوزخند

مردجوان و لحن آرامش کنار گوشش نفس در س ـینه اش حبس شد و …

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.