دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان خیس مثل باران pdf از ریحانه محمود لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۹
63,961

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
49,978

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
52,627

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
198,388

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
84,411

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
69,719

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
ددانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (15)

دانلود رمان خیس مثل باران pdf از ریحانه محمود لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان ریحانه محمود میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/همخونه ای/ازدواج اجباری

خلاصه رمان خیس مثل باران

خیس مثل باران داستان زندگی گیسو دختر دبیرستانی که با برادر و خواهرش زندگی میکنه و

تمام زندگیش درس خوندنشه گیسو دختر هفده ساله‌ی داستان یه روز در یکی از اردوهای

مدرسه‌شون با نازنین آشنا میشه و مسیر زندگیش عوض میشه آراد پسر بیست و هفت ساله‌ی

مغرور و خوشتیپ و فوق العاده ثروتمندیه که به هیچ دختری تو زندگیش اهمیت نمیده آراد یه برادری

داره به اسمه عرفان که زیباییش زبون‌زد خاص و عامه؛ اما این برادر خوش چهره تفاوت‌های زیادی

با آراد مغروره ما داره آراد تو یه پارتی با گیسوی زیبای ما آشنا میشه و مسیر زندگیش تغییر میکنه

آیا گیسو همیشه همون دختر ساده ومهربون میمونه آیا آراد انقدر عاشق هست که از اشتباهات

عروسک قصه‌هاش بگذره آیا عرفان اونقدر مرد هست که

رمان پیشنهادی:دانلود رمان بانوی من مرضیه یگانه

قسمت اول رمان خیس مثل باران

خسته و کوفته با اعصابی داغون به اتاقش رفت ودر را محکم کوبید بهم؛ طوری که به

احتمال زیاد شیشه های شرکت لرزید؛ پشت میز نشست سرش را بر روی آن گذاشت وزیر

لب ناله کرد: آخه پسر تو رو چه به ریاست شرکت تو الان باید تو ویلای لب دریا با همدم همیشگیت

گیتار میشستیو آهنگ شبای تنهاییتو میخوندی!! لعنت به تو عرفان الان میدونم جای من کلی داری

خوش میگذرونی//. همان هنگام در چوبی و قطور اتاق باز شد و سهیل همدم و رفیق همیشگی

آراد با لبخند همیشگیش که آرامش بخش خوبی برای آراد بود گفت: چت شد تو یهو آراد؟

پسر تواعصاب نداریا داشتی یه معامله مهمو خراب میکردی

برو بابا مادر نزاییده کسی بخواد واسه آراد شرط بزاره :آراد

آراد تو…

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.