دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان مایی دیگر pdf از صبا ترک لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
59,852

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
46,893

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
51,829

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
195,158

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
82,932

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,518

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (6)

دانلود رمان مایی دیگر pdf از صبا ترک لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان صبا ترک میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان مایی دیگر

عماد مردی سی و چند ساله ‌است که تموم زندگیش رو به نفرت از زنها گذرونده و به سخت گیر و

وسواسی بودن معروفه! اما حالا طی یک اتفاق سویل رو پیدا می کنه

سویلی که یک دختر ربوده شده و شکنجه دیده ست اما هنوز امید به زندگی بهتر داره تا

بتونه جهنم گذشته رو با بهشت ساخته شده توسط عماد تغییر بده

رمان پیشنهادی:دانلود رمان عرق سگی مسیحه زادخو

قسمت اول رمان مایی دیگر

قطرات آب روی پوستم میغلتد و باز هم در آب فرو میروم آب داخل وان دیگر پر از کف و توپهای

رنگی یا ب رگهای گل یا حتی حبابهای رنگی ن یست روزها و ماههاست که دیگر کسی برای سویل

نازپرودهی عماد، یک حمام دوستداشتنی درست نکرده است با نبودن او، گویی د نیا دیگر

رنگ ندارد موسیقی صدایش هم کمتر به گوشم میرسد، مگر آنها که برایم بهیادگار از لحظات عشق

او مانده است مرد صبور و دوست داشتنیام این روزها، سنگ شده، سخت شده است سویل دایی

سالوادور منتظرت مونده سالوادور دوست این روزهای تلخ بپرس اگر نامیک و رحمان تو جمع هستن نمیام

، دایی نامیک، پسر ترک تباری که این روزها نگاهش زیادی برایم حرف دارد و رحمان، دوستی که مدتی است

به دوستبودن یا عاشقبودنش شک دارم همانکه چند بار عماد، جستهگریخته دربارهاش میپرسد و من حتی

نمیخواهم لحظهای باعث ناراحتی مرد من شود میگه رحمان حتما میاد ولی نامیک رو نمیدونه امروز

، افتتاح گالری یکی از دوستانمان است اما دایی نمیآید نه، نمیام میخوام به عماد زنگ بزنم …

چشم میبندم و مانند همیشه تصور میکنم او اینجا است، کنار من انگشت میکشم روی تن عریان م،

به..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.