دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان تاوان عشق تو pdf از مریم قاسمی لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹
65,604

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
51,231

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
53,010

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
199,633

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
85,052

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
70,168

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیسدانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (4)

دانلود رمان تاوان عشق تو pdf از مریم قاسمی لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان مریم قاسمی میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/پلیسی

خلاصه رمان تاوان عشق تو

مریلا و خواهرش دانشجوی ترم دوم پرستارین بعد از مدتی بنا به دلایلی

تصمیم میگیرن تغییر رشته بدن و برن دانشگاه افسری و….

رمان پیشنهادی:دانلود رمان آنلاین خط و نشان مسیحه زادخو

قسمت اول رمان تاوان عشق تو

ﺳﻮار ﺷﺪم و آدرس ﺧﻮﻧﮫ ﺧﻮدﻣﻮن رو دادم ازﺷﯿﺸﮫ ﺳﻤﺖ ﺧﻮدم ﺑﮫ ﺑﯿﺮون ﭼﺸﻢ دوﺧﺘﻢ و

ﺗﺎ رﺳﯿﺪن ، ﺑﮫ ﻣﻘﺼﺪ ﮔﻮش ﺑﮫ ﺣﺮﻓﺎی ﻣﺠﺮی رادﯾﻮ دادم ﺟﻠﻮی ﺧﻮﻧﮫ ﭘﯿﺎده ﺷﺪم و ﺑﻌﺪ از ﭘﺮداﺧﺖ

ﮐﺮاﯾﮫ ﻣﺎﺷﯿﻦ از ﮐﻮﭼﮫ ﺧﺎرج ﺷﺪ دﺳﺘﮫ ﮐﻠﯿﺪم رو از ﺗﻮی ﮐﯿﻔﻢ در اوردم و در ﺧﻮﻧﮫ رو ﺑﺎز ﮐﺮدم

ﭘﺎ ﮐﮫ ﺗﻮی ﺧﻮﻧﮫ ﮔﺬاﺷﺘﻢ ﻋﻄﺮ ﮔﻼی ﻣﺮﯾﻢ ﻣﺸﺎﻣﻢ رو ﭘﺮ ﮐﺮد ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﺸﺴﺖ روی ﻟﺒﺎم ﻋﯿﻨﮑﻢ رو

روی ﻣﻮھﺎم ﮔﺬاﺷﺘﻢ و در رو ﭘﺸﺖ ﺳﺮم ﺑﺴﺘﻢ ﭼﺸﻤﺎم رو ﺑﺴﺘﻢ و ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪم دﺳﺘﺎم

رو ﺑﮫ دو طﺮف ﺑﺎز ﮐﺮدم و دور ﺧﻮدم ﭼﺮﺧﯿﺪم آروم از ﻻی درﺧﺘﺎ رد ﺷﺪم و ﺧﻮدم رو رﺳﻮﻧﺪم

ﺑﮫ ﺗﺎب ﻣﺤﺒﻮﺑﻢ ﻧﺸﺴﺘﻢ روش و ﺑﺎ ﭘﺎھﺎم ھﻠﺶ دادم ﺗﻮی ﺣﺎل ﺧﻮدم ﺑﻮدم ﮐﮫ ﺻﺪای ﮐﯿﺎن ﺑﺎﻋﺚ

ﺷﺪ اﺧﻢ ﮐﻨﻢ : ﺧﺎﻧﻮم ﮐﺠﺎ ﺗﺸﺮﯾﻒ داﺷﺘﻦ ؟؟ ﺑﺪون اﯾﻨﮑﮫ ﺑﺮﮔﺮدم ﺳﻤﺘﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮدی ﮔﻔﺘﻢ :

ﯾﺎدم ﻧﻤﯿﺎد ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﮭﺖ ﺟﻮاب ﭘﺲ داده ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎب رو دور زد و رو ﺑﮫ روم اﯾﺴﺘﺎد ﺑﺎ ﯾﮫ اﺧﻢ ﻏﻠﯿﻆ

دﺳﺘﺶ رو دور زﻧﺠﯿﺮ ﺗﺎب ﺣﻠﻘﮫ ﮐﺮد و ﻣﺤﮑﻢ ﻧﮕﮭﺶ داﺷﺖ ﺧﻢ ﺷﺪ ﺗﻮی ﺻﻮرﺗﻢ و ﮔﻔﺖ :

ﺣﺮف ﺑﺰﻧﯽ ﭼﯿﺰی ازت ﮐﻢ ﻣﯿﺸﮫ ؟؟ اﺧﻢ ﻣﻨﻢ ﻏﻠﯿﻆ ﺷﺪ وﻟﯽ ھﻤﭽﻨﺎن ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮدی زل زدم

ﺗﻮی ﭼﺸﻤﺎش و ﮔﻔﺘﻢ : آره ارزش وﻗﺘﻢ ﮐﻢ ﻣﯿﺸﮫ !!! و از روی ﺗﺎب ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪم و ﺧﻮدم رو ﺑﮫ

طﺮف ﻋﻘﺐ ﺧﻢ ﮐﺮدم ﺗﺎ ﺑﺎھﺎش ﺑﺮﺧﻮرد ﻧﮑﻨﻢ راه اﻓﺘﺎدم ﺑﮫ طﺮف..

 

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.