دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان حقیقت تلخ pdf از Maryam23 لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹
59,875

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
46,922

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
51,834

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
195,165

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
82,941

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
68,526

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس

دانلود رمان حقیقت تلخ pdf از Maryam23 لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان Maryam23 میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/معمایی

خلاصه رمان حقیقت تلخ

داستان از زبون راوی تعریف میشه شخصیتای اصلی ما حوریه و ایلیا هستن

خب حوریه و ایلیا چه ربطی به امیرحسین دارن؟

حوریه دختر هجده ساله خجالتیه که برای گذروندن دوره  کارآموزی عکاسیش با ایلیا و عموی

دوست داشتنیش شاهو همکاری میکنه و از این طریق با ایلیا آشنا میشه

این وسط حقایقی هست که ازشون بی خبرین این حقایق چی میتونه باشه؟؟؟چرا تلخن ؟

رمان پیشنهادی:دانلود رمان بن بست منا معیری

قسمت اول رمان حقیقت تلخ

ﭘﻠﮏ ھﺎی ﭼﺸﻤﺶ ﻟﺮزﯾﺪ آروم ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺎز ﮐﺮد ﻧﻮر ﮐﻤﯽ ﮐﮫ ﺗﻮی اﺗﺎق ﺑﻮد ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ زد

دوﺑﺎره ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺴﺖ و ﺑﺎز ﮐﺮد ﭼﻨﺪ ﺑﺎر اﯾﻦ ﮐﺎر رو ﺗﮑﺮار ﮐﺮد ﺗﺎ ﭼﺸﻤﺎش ﺑﮫ ﻧﻮر ﻋﺎدت ﮐﻨﮫ

اطﺮاﻓﺶ رو ﻧﮕﺎه ﮐﺮد ﺗﻮی ﯾﮫ اﺗﺎق ﻧﺎآﺷﻨﺎی ﺳﮫ در ﭼﮭﺎر ﺑﻮد ﯾﮫ اﺗﺎق رﻧﮓ و رو ﺘﺎ ﺧﺎﻟﯽ

ﻧﮕﺎھﯽ ﺑﮫ ﺧﻮدش اﻧﺪاﺧﺖ ، روی ﯾﮫ ﺗﺨﺖ ﯾﮫ ﻧﻔﺮه ﺑﻮد دﺳﺘﺎش از ِرﻓﺘﮫ ﻧﺴﺒ زﻧﮓ زده

ﺑﺎ طﻨﺎب زﺧﯿﻤﯽ ﺑﺴﺘﮫ ﺷﺪه ﺑﻮد ِ طﺮﻓﯿﻦ ﺑﮫ ﻣﯿﻠﮫ ھﺎی آھﻨﯽ ﻧﮕﺎھﺶ رﻧﮓ ﺑﺎﺧﺖ در اﺗﺎق

ﺑﺎ ﺻﺪای ﻧﺎھﻨﺠﺎری ﺑﺎز ﺷﺪ ﺷﺎﯾﺪ ھﻢ اوﻧﻘﺪر ﺗﺮﺳﯿﺪه ﺑﻮد ﮐﮫ ﺻﺪای در اﺗﺎق ﺑﮫ ﻧﻈﺮش ﻧﺎھﻨﺠﺎر

ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻣﺮدی ﺗﻮی درﮔﺎه در ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ ھﺎﻟﮫ ای از ﻧﻮر از ﭘﺸﺖ ﺳﺮش ﺑﮫ داﺧﻞ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﺷﺪ

و اﺟﺎزه ﻧﻤﯽ داد ﺻﻮرﺗﺶ رو ﺗﺸﺨﯿﺺ داد ﭼﻤﺸﺎﺷﻮ رﯾﺰ ﮐﺮد و ﺳﻌﯽ ﮐﺮد ﺻﻮرت ﻣﺮد رو

ﺑﺒﯿﻨﮫ !!ﻣﺮد ﺟﻠﻮﺗﺮ اوﻣﺪ و در رو ﭘﺸﺖ ﺳﺮش ﺑﺴﺖ ھﺎﻟﮫ ی ﻧﻮر ﻗﻄﻊ ﺷﺪ و ﺻﻮرﺗﺶ ﻣﺸﺨﺺ

ﺷﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮐﺮﯾﮭﯽ روی ﻟﺒﮭﺎش ﺑﻮد ﻧﮕﺎھﺶ رﻧﮓ ﺗﺮس ﮔﺮﻓﺖ ، ﻣﺮد ﺑﺎ دﯾﺪن ﭼﺸﻤﺎی

ﺗﺮﺳﯿﺪه دﺧﺘﺮ ﻗﮭﻘﮭﮫ ی ﺗﺮﺳﻨﺎﮐﯽ ﺳﺮ داد و ﻧﺰدﯾﮏ ﺗﺨﺖ ﺷﺪ دﺳﺘﺶ رو ﺑﮫ طﺮف ﺻﻮرت

رﻧﮓ ﭘﺮﯾﺪه دﺧﺘﺮ ﭘﯿﺶ ﺑﺮد ﮐه….

 

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.