دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ساقی ساغر شیطان pdf از ساقی عمرانی لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹
37,449

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
141,391

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
60,722

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
52,153

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
42,908

دانلود

دانلود رمان مات pdf از مرضیه یگانه با لینک مستقیم
رمان مات - مرضیه یگانه
181,788

دانلود

دانلود رمان دکتر و ارباب pdf از مسیحه زاد خو با لینک مستقیم
رمان دکتر و ارباب
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (16)

دانلود رمان ساقی ساغر شیطان pdf از ساقی عمرانی لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان ساقی عمرانی میباشد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان ساقی ساغر شیطان

 من یه مزاحم نحس و نمک به حرومم.همه ی عمر دست و پای مادرم رو بستم تا به عشقش نرسه

همه ی عمر واسه بابام زحمت داشتم.من مادرم رو کشتم.پدرم به خاطر من مرد.شوهرم به

خاطر من داره می میره من نحسم .شومم.من نفسمم هم مسموم کننده است هر کس

به من نزدیک میشه یا هرکسی که به هر دلیلی به من مربوطه عاقبتش و سرنوشتش

مرگه.پدرم مادرم اردلان مسعود امیر مانی و … خــــــــــــودم

من ساقی هستم که ساغراش فقط پیام اور یه چیزن مـــــــــــــرگ

من ساقی ساغر مرگم من ساقی ساغر شیطانم …

رمان پیشنهادی:دانلود رمان چشمات سگ داره مسیحه زادخو

قسمت اول رمان ساقی ساغر شیطان

قوطی قرص های ارامبخش رو خالی کرد تو جام شراب و به حل شدنشون خیره شد با صدای

پر بغضی گفت:امشب همه چی رو تموم میکنم نگاه پر تردیدی بهش انداختم و گفتم:من راضی به

مرگت نیستم هیچی نگفت.فقط با جام توی دستش بازی بازی کرد یه کم ترسیده بودم

جلو رفتم و گفتم:من هیچوقت دوستت نداشتم.ولی به مرگتم راضی نیستم بالاخره تو مادرمی

نگاه تمسخر امیزش رو که دیدم تند گفتم:منظورم اینه که باهام نسبت خونی داری من

مثل تو بی عاطفه نیستم برای خون ارزش قائلم دوقطره اشک از چشمش پایین اومد و اروم

گفت:اره من بی عاطفه ام خیلی هم بی عاطفه ام ولی ساقی به اردلان قسم من از مرگ

پدرت خبر نداشتم فکر کردم فقط تهدیده من که هیچ وقت برات مادر نبودم ولی پدرت رو هم

هیچ وقت نخواستم ازت بگیرم باور کن تو باورم میکنی ساقی مگه نه؟ نگاه پریشونش رو که

دیدم اروم سری تکون دادم:اره اره باور میکنم لبخندی زد و ناغافل..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.