دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان دختر شرور pdf از محدثه فارسی لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۲۲ فروردین ۱۳۹۹
37,445

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
141,388

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
60,721

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
52,153

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
42,908

دانلود

دانلود رمان مات pdf از مرضیه یگانه با لینک مستقیم
رمان مات - مرضیه یگانه
181,785

دانلود

دانلود رمان دکتر و ارباب pdf از مسیحه زاد خو با لینک مستقیم
رمان دکتر و ارباب
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (16)

دانلود رمان دختر شرور pdf از محدثه فارسی لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان محدثه فارسی میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/پلیسی/طنز

خلاصه رمان دختر شرور

در مورد یه دخترِ بد، بدِ، بدِ، دیگه از نظر اخلاق و رفتار؛ شیطونی بیش از اندازه و

آزار مردم باعث خوشحالیش می‌شه! ولی یک دفعه همه چی تغییر می‌کنه وعاشق می‌شه!

تصور کنید همچین دختری عاشق بشه، واویلا! آیا دوست دارید نتیجش رو ببینید و بخندید؟ پس با ما همراه باشید

من یه دختر بدم، زیاد با اعصابم بازی بشه ممکنه دست به کارای خطرناک بزنم!

کاری برای زندگی نمی‌کنم، می‌شینم یه گوشه و به بازی‌هاش نگاه می‌کنم! از دور قشنگ‌تر

به نظر میام ولی از نزدیک کسی‌ام که تحمل موندن باهاش رو نداری نمی‌ذارم کسی من

رو بین دو گزینه قرار بده! یا من یا هیچکس افکارم بَده، مثل خودم؛ از من نخواه خوب باشم

چون عواقبش پاچه گیره و در آخر اضافه می‌کنم که «من دختر بدیم، با من نگردید

رمان پیشنهادی:دانلود رمان عشق یعنی سردرد محدثه فارسی

قسمت اول رمان دختر شرور

قیافم رو کج کردم و گفتم: قیافش رو تو روخدا !آخه بگو لامصب تو به این جذابی چرا

انقدر حزب اللهی هستی؟ سوگند در تایید حرف من گفت: واقعا هم، حیفه به خدا

آخه ببین چه تیکه ای آدامسم رو باد کردم و محکم ترکوندم که سوگند چپ چپ نگاهم کرد

!برگشتم سمتش و گفتم: ولی میدونی اصلا ازش خوشم نمیاد، اصلا از آدمهای

اینجوری بدم میاد میدونی که؟ ایشی زیر لب گفت و ادامه داد: نه تو روخدا !بیا و خوشت

هم بیاد !پسرهی خشک نچسب یهو سوگند برگشت و پشت سرم رو نگاه کرد و سریع

بلند شد و بعد از زدن چشمکی ازم دور شد اخمهام رو در هم کشیدم و پام رو انداختم روی

اون یکی پام کنارم نشست و

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.