دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان زمزمه ی باد pdf از مریم جعفری با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹
94,075

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
72,099

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
59,461

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
222,907

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
96,047

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
79,118

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (25)

دانلود رمان زمزمه ی باد pdf از مریم جعفری با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان مریم جعفری میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان زمزمه ی باد

درباره ی دختری به اسم غزال هستش که با سه برادر ومادروپدرش زندگی میکنه.

پدری که بیش از حد خشمگین وآزار دهنده برای خانواده اشه.که به

همین خاطر پدر و مادرش از هم جدا میشن و بعد از جدایی پیش خاله ش میرن و…

دانلود رمان سال های بی کسی مریم جعفری

متن اول رمان زمزمه ی باد

همانطور که در سکوت و آرامش به حرفهای مامان گوش میدادم

جزئیات صورتش را از نظر گذراندم.هنوز هم به

اندازه گذشته زیبا و دلفریب بود.یکدفعهدلم بحالش سوخت

داشت تالش میکرد متقاعدم کند اشتباه میکنم.دستش

را با محبت نوازش کردم و به عقب تکیه دادم.

دخترم را در آغوش کشید و مصرانه گفت:الاقل به آینده ای این بچه

فکر کن این طفل معصوم چه گناهی کرده

من جدا تو رو عاقل تز این حرفها میدیدم غزل آخه تو چطور دلت میاد

زندگیت رو به خاطر یک مشت حرف تباه کنی

دخترجون زندگی زن و شوهری همینه همیشه که نباید شیرین

باشه این کشمکش ها هم بنوعی الزمه من مطمئنم

افشین هم یه جورایی پشیمونه دست از این یکدندگی بردار و از

خر شیطون پیاده شو

با لبخندی غمزده گفتم:واقعا شما اینجوری فکر میکنید مامان

اگه دخترتون نبودم فکر میکردم البد نمیدونید چی

بمن گذشته مامان شما بهتر از هر کسی میدونید

در طول این سالها چه فشارهایی رو تحمل کردم اونوقت چطور

ممکنه بقول شما بخاطر یک مشت حرف زندگیم رو تباه کنم

نکنه خیال میکنید سیری زده زیر دلم نه مامان حقیقت

اینه که من و افشین دیگه نمیتونیم زیر یه سقف سر کنیم و

این چیزی نیست که من حاال فهمیده

باشم میدونید زندگی ما مثل یک ظرفه که به مرور زمان

از ناراحتی های ریز و درشت پر شده و حاال دیگه داره سر

میره

 

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.