دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان محکوم به مرگ pdf از نقره با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹
94,037

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
72,076

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
59,447

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
222,883

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
96,017

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
79,105

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (10)

دانلود رمان محکوم به مرگ pdf از نقره با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان نقره میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/پلیسی

خلاصه رمان محکوم به مرگ

کسایی که جلد اول رو خوندن میدونن که داستان از چه قراره .

باران قصه ما از پرتگاه پرت میشه پایین ولی ..

این جاست که یه اقا که فرشته نجات باران ماست پیداش میشه.

زندگی بازم رونق میگره ولی با کلی تفاوت باران شاد دیگه اون دختر همیشگی نیست.

سرد تر شده….یه جورایی روزه سکوت گرفته..همه چیز براش مبهم شده…

و این پسر قصه که اسمش هم سامان هست میخواد بهش کمک کنه..

خودشم نمیده ولی یه جورایی نسبت به این دختر خیلی خوشکل مسئوله بخاطر اینکه..

دانلود رمان هیما نقره

متن اول رمان محکوم به مرگ

اهسته وارد اتاق شدم چشم هامو برای چند ثانیه بستم.

و نفس عمیقی کشیدم و به دخترک نگاه کردم ساکت و ارام

گوشه ایی نشسته باورش سخت است این که این همان دخترکیه

که سه ماه پیش با وحشی گری از تیمارستان فرار کرده اهی کشیدمو

سرم را به طرفین تکان دادم جسم کوچک و نحیفش در پیراهن ابی روشن و شلوار گشاد سیاهی قایم

شده .موهای بلند و سیاه رنگش مثل چادر شب روی شانه هایش اوار شده و بازیگوشانه پیچ و تاب خورده.

نگاه سرد و یخ زده اش رو به پنجره است بی روح.

تنها صدایی که ازش شنیدهام در این سه ماه تنها صدای نفس های

ارامش است که گاهی عمیق میشود…

ارام از اتاق خارج شدم بااینکه میفهمم که تمام حرکاتم را

متوجه میشود.در را بستم و به سمت اشپزخانه رفتم در

یخچال را باز کردم تا پیتزای برای شام درست کنم.

وسایل پیتزا را بیرون اوردم چرا که الما پیتزا را دوست داره

از بین تمام غذا هایی که تا حاال بهش دادم فقط پیتزاست

که با ولع میخوره. و یه نگاه تشکر امیز میکنه..ولی بازم سکوت..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.