دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان شاپرک داغ دیده pdf از axei با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹
94,081

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
72,105

دانلود

دانلود رمان آنلاین کابوس‌ نامشروع‌ ارباب از مسیحه زادخو pdf
کابوس نامشروع ارباب
59,466

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
222,912

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
96,049

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
79,123

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود زمان غمگین عاشقانه آوای خیس (11)

دانلود رمان شاپرک داغ دیده pdf از axei با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان axei میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/کلکلی/غمگین

خلاصه رمان شاپرک داغ دیده

خود را نشناسم نه فقط تو که موجودی ناشناخته هستی موجودی ناشناخته

حداقل برای من آری من منی که با اولین نگاهت دلم لرزید حسی به تو دارم حسی ناشناخته

مانند وجودت وجودی که مرا به آتش می کشید بدون آنکه بپذیرم .

بپذیرم که وجودت مرا ناآرام می کند اما حسی پایدار که همیشه با من بود .

و من آن را نمی پذیرفتم زیرا از آن هراس داشتم و بازم هراسی ناشناخته برایم

گنگ بود زیر آن را تجربه نکرده بودم اما و اما من حسی را که از ان هراس داشتم را

درون تو یافتم آری تو و آن حس چیزی نبود جز عشق آری عشق اما من از آن هراس داشتم

من از عشق هراس داشتم ولی چرخ گردون ناخدای آسمانها همه چیز را با دستان

مهربانش رقم زد بدون اینکه من بدانم با جون و دل پذیرفتمش اما چه شد؟

پایان خوش

دانلود رمان قلب تسخیر شده زینب رحیمی

متن اول رمان شاپرک داغ دیده

حسی پایدار که همیشه با من بود .

و من آن را نمی پذیرفتم

زیرا از آن هراس داشتم

و بازم هراسی ناشناخته برایم گنگ بود .زیر آن را تجربه نکرده بودم

اما و اما من حسی را که از ان هراس داشتم را درون تو یافتم آری تو

و آن حس چیزی نبود جز عشق آری عشق

اما من از آن هراس داشتم

من از عشق هراس داشتم

ولی چرخ گردون ناخدای آسمانها همه چیز را با دستان

مهربانش رقم زد بدون اینکه من بدانم با جون و دل پذیرفتمش

اما چه شد

-همراه یکی از بیماران دکتر بود، پول عمل جراحیشون زیاد می‌شه،

سراغ دکتر اومده بود بلکه تخفیف بگیره؛

ولی شما که می‌دونید متاسفانه نتونستند کاری از پیش ببرند.

با ناراحتی سرش رو تکون داد.

 

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.